زراعتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی ،اجتماعی و ورزشی

    مقدمه:   

آگاهی از ویژه گی های خاک و آشنائی با آن بدون شک پیش نیاز بهره برداری ومدیریت صحیح منابع طبیعی است . حفظ و نگهداری جنگل ، چراگاه و ایجاد سیستم زراعتی پایدار کلاٌ در گرو شناخت کافی خاک است .

آیا می توان چیزی را تصور نمود که برای بشریت مفهوم با ارزش تر ازخاک داشته باشد ؟ ارتباط بسیار نزدیک تمدن های گذشته باخا ک بحدی زیاد بوده است که کلمه خاک حتی در جملات مربوط به آفرینش و خلقت بشر هم همانند جمله زیر ذکر شده است .

" خداوند انسان را از خاک آفرید و آنگاه به او جان بخشید ."

امروز هم تعداد بسیار زیاد ی از جمعیت کره زمین به زراعت اشتغال داشته و برای تامین غذا و پوشاک با خاک در ارتباط تنگاتنگ بسر می برند

خاک محیطی طبیعی است جهت حفظ ورشد نبات ، این مهمترین تعریفی بوده است که ازآغاز پیدایش دهقانی برای خاک وجود داشته ،لیکن  باایجاد شهرها اهمیت خاک به عنوان تهداب راه ها وساختمان ها از دیدگاه مهندسی نیز شناخته شد.  

 از زمان های قدیم علم زراعت یکی از اساسی ترین  و از مهم ترین بخش ها  بوده که حالا نیز یکی از رشته های مهم بشمار می آید . همین طوری که زراعت اساس اقتصاد یک کشور را تشکیل میدهد ، خاک هم یک بخش اساسی و عمده زراعت را تشکیل میدهد. حیات انسان به پیمانه وسیع مربوط به خاک میباشد.  اهمیت خاک نیز در آن است که انسان چطور از آن استفاده مینماید. نباتات که در خاک میرویند با وجود این که مواد غذایی انسان را تشکیل میدهند برای پوشاک، مواد ساختمانی و غیره ضروریات انسان بکار میروند، بناءً ما با خاک رابطه مستقیم و غیر مستقیم داریم و حیات ما به خاک وابسته بوده و اگر خاک نمی بود نباتات در کجا میروئیدند و ما از محصولات آن برای امرار حیات خود  چطور استفاده می نمودیم. پس برای ما ضروری است که راجع به خاک و اهمیت آن در زراعت معلومات کافی داشته باشیم تا بتوانیم از آن بصورت درست و اعظمی در بخش زراعت استفاده نموده و تمام ضروریات خود را مرفوع بسازیم.

تعریف خاک:

      خاک عبارت از یک جسم طبیعی بوده که به سطح زمین قرار داشته و شامل مخلوط مختلفی از مواد سنگی تجزیه شده ، مواد معدنی و مواد عضوی پوسیده شده بوده که مقدار مناسب آب، هوا و مواد معدنی را به نبات تهیه مینماید. گر چه خاک نظر به اقلیم دارای اهمیت کمتری است ولی ذرات خاک و عکس العمل خاک در انتخاب نبات برای کشت رول ارزنده دارد. به طور خلاصه میتوان گفت که خاک به طور مستقیم و یا غیر مستقیم در بهبود شرایط زنده گی موجودات حیه رول مهمی را باز مینماید.

      هر شخص خاک را از نظر خود تعریف مینماید. به گفته یک دهقان خاک محل رویش نباتات میباشد که مورد استفاده انسانها قرار میگیرد. به گفته یک انجینیر خاک یک پدیده طبیعی بوده که تمام ساختمان ها روی آن اعمار گردیده است.

به صور ت عموم دانشمندان خاک را چنین تعریف نموده اند.

خاک یک پدیده طبیعی بوده که عموماً در همه جا و در هر نوع شرایط آب و هوای می تواند وجود داشته باشد.(5)

خاک بستری خوبی برای جوانه زدن تخم نباتات ، نمو ، پراگنده شدن ریشه و محکم نگهداشتن آن ، میباشد.

خاک مواد غذایی را برای نبات به یک نسبت مناسب تهیه کرده بر علاوه رطوبت و اکسیجن را  که برای نموی نبات ضرورت است در خود میداشته باشد.

 علمی که خاک را مورد مطالعه قرار میدهد بنام Soil Science یاد میشود و آن عبارت از علمیست که خاک را منحیث یک جسم طبیعی مورد مطالعه قرار داده و از تشکیل طبقه بندی و خواص مختلف آن مثل خواص کیمیاوی، فیزیکی و بیولوژیکی و غیره را مورد مطالعه قرار میدهد.

تاریخچه مختصر انکشاف علم خاکشناسی:

علم خاک شناسی همچو علوم دیگر در حالت انکشاف میباشد. در طول تاریخ انکشافات قابل ملاحضه ای در این علم صورت گرفته و معلومات های تازه جای معلومات ها و نظریات قبلی را اشغال کرده است. تقریباً 4000 سال قبل از م یک انجینیر چنایی  خاک را نظر به رنگ آن طبقه بندی نمود. َAristotle and Theophratus      300 سال قبل از میلاد خاک را از لحاظ تغذیه نباتات مورد مطالعه قرار داد . Xenophen تاریخ نویس یونانی 400 سال ق م نوشت که (چپه نمودن نباتات سبز در خاک همچو کود حیوانی باعث قوی شدن و یا تغذیه خاک میگردد.) به همین قسم Calunella and Pliny تقریباً نیم قرن قبل از میلاد نظریات مشابه به ارسطو بیان نمود.  Vanheimont عالم هالندی در سال 1629  میلادی اظهار نمود که تغذیه نباتات صرف از طریق آب صورت میگیرد . در آغاز قرن 19 چنین نظریات موجود بود که نباتات به طور مستقیم از مواد گنده شده عضوی استفاده مینمایند این نظریات را بنام Theory of  Organic Nutrition  یاد مینماید. در سال 1840 میلادی Leibg در کتاب خود نوشت که نباتات مواد منرالی خاک را استفاده نموده و خاک یک منبع مهم مواد غذایی نباتات محسوب میگردد. موصوف استعمال کود را در ساحه زراعت سفارش نمود. در اوسط قرن 19 دانشمندان جرمنی بنام Fallou Ramman علم Agrogeology را بوجود آوردند که مطابق به آن خاک یک بخش تجزیه شده و شسته شده سطوح زمین شناخته شده است. در روسیه Lomonosov در قرن 18 نوشت که خاک جسم ثابت نبوده بلکه یک جسم تکاملی میباشد.در سال 1883 میلادی Duckuchaeiv عالم روسی برای اولین بار طبقه بندی علمی خاک را که Scientifics Classification یاد میشود بوجود آورد. موصوف در سال 1886 چنین سفارش داد که کلمه خاک یا  soil  منحیث یک اصطلاح علمی Scientific tem قبول کرد.

پیدایش خاک زراعتی:

طوریکه در اکثر کتاب ها نوشته شده است که خاک زراعتی از متلاشی شدن سنگ ها و بقایای موجودات زنده تشکیل شده  و به علت تغییراتی که موجودات زنده در آن میدهد و همچنان به علت جابجا شدن و شکسته شدن بعضی از مواد آن از لحاظ جنس و خاصیت فیزیکی یا سنگهای اصلی که آنرا تشکیل داده اند تفاوت زیادی دارد. نحوه تشکیل خاک را عوامل خاک زایی یا Pedogenesis یاد مینمایند.

بطور کلی از اثر این عوامل دو نوع خاک بوجود میآید.

Ø    خاک های ثابت

Ø    خاک های انتقالی .

 خاک های ثابت آن دسته از خاک های هستند که در  محل فعلی خود از تجزیه سنگ های مادری ایجاد شده اند. در حالیکه خاک های انتقالی بوسیله عوامل مثل آب ، باد  و غیره به محل فعلی خود انتقال یافته اند.

در هر دو مورد تشکیل خاک مستلزم عمل دراز مدت قسمت از عوامل محیطی و بیولوژیکی روی سنگ مادری است . مقطع طولی خاک را Profile خاک مینامند.  که کلیه عوامل های پدروژینیکی را که در طی تکامل خصوصیات خاک ایجاد شده نشان میدهد.

عواملی که در تجزیه خاک های زراعتی و تجزیه سنگ ها جهت تشکیل شدن این خاک ها دخالت دارند به گروه عوامل فیزیکی و مکانیکی، عوامل بیولوژیکی یا موجودات زنده تقسیم بندی میشوند که ذیلاٌ به تشریح آن میپردازیم.

 

   الف- عوامل فیزیکی و مکانیکی: این عوامل عبارت اند از:

         1-حرارت: تغییر حرارت در شبانه روز مخصوصاً در نواحی خشک که تغییرات آن زیاد است در تشکیل خاک زراعتی و تجزیه سنگ ها اثر مهمی دارد. در این نواحی تفاوت بسیار زیاد حرارت روز و شب انقباض و انبساط در احجار بوجود آورده و آنها را خورد میسازد. در صحرا های بزرگ آسیا و افریقا خاک به این ترتیب ایجاد شده است.

         2- وزش باد: وزش باد هر روز مقدار زیادی از ذرات خورد شده سنگ ها را به نقاط دور حمل می کند و خاک زراعتی را تشکیل میدهد . به طور متوسط در هر متر مکعب هوا در موقع وزش باد 6 تا 7 ملی گرام خاک یافت میشود.

       3- یخبندان: در نقاط معتدل یخبندان مهمترین وسیله سنگها است . آبی که در شگاف سنگ ها فرو میرود در موقع شب در اثر یخ بسته و منبسط می شود و آنها را می ترکاند و خرد میکند.

       4- باران: ذرات و قطعات متلاشی شده از اثر یخبندان و غیره قطعات کوچک تقسیم شده با آب باران که در روی زمین جاری میشود به حرکت درآمده و به جا های دیگر نقل مکان میکند و هنگامیکه جریان و سرعت آب به تدریج کم شود اول ذرات نسبتاً بزرگ و آنگاه کوچکتر روی اراضی رسوب میکند و بدین ترتیب خاک زراعتی را تشکیل میدهد.

       5- یخچال های طبیعی: یخچال های طبیعی در حرکت بطی خود در زمانه های قدیم نقش مهمی در متلاشی کردن  ، تخریب ، نقل و انتقال سنگها دارد.

      6- دریا: حرکت امواج دریا برخورد با سنگها باعث خورد و متلاشی شدن آنها و تبدیل آنها به ریگ و خاک میشود.

 

 

عواملی کیمیاوی:

این عوامل اثر انحلال اکسیدیشن را در آب و هوا انجام میگرد.

       1- آب: آب خالص به ایونهای +H و –OH تبدیل شده و در درجه حرارت زیاد سنگهای مختلف بخصوص سلیکیت ها را تجزیه میکند.

     2- هوا: هوا نیز در تجزیه بعضی سنگ ها دخالت دارد.کاربن و اکسیجن موجود در هوا روی سنگ های قلوی و سنگهای که بطور ناقص اکسیدشن شده اند تأثیر مینمایند.به طور مثال سنگ های سیلیس دار در هوا از هم گسیخته شده تولید رس و شن می کنند و سنگ های المونیم دار در نتیجه اکسیدیشن تولید خاک رس مینماید. بر علاوه اکسیجن موجود در هوا در اکسیدیش مواد عضوی توسط میکروب ها دخالت زیاد دارد.

موجودات زنده:

موجودات زنده ذره بینی مثل باکتریا ها و قارچها علاوه بر این که موجب حیات خاک میشوند ، بوسیله ترشح موادی سنگ ها را  تجزیه می کنند. چنانچه باکتریا های هوازی با جذب اکسیجن موجود در سنگ ها آنها را تجزیه و قابل حل و جذب مینماید.

نباتات ابتدایی مثل گلسنگها یا Lichens که از ترکیب خزه و قارچ ها بوجود آمده و خزه ها و جلبک ها که در روی سنگ ها زنده گی می کنند در دوره زنده گی مقداری مواد غذایی از سنگ ها میگیرند که پس از مرگ خاک میشود.

حشرات ، کرم ها  ،  بند پایان  ، خزنده گان و لاشه جانوران و غیره در تشکیل خاک زراعتی دخالت داشته و بر علاوه باعث جابجایی و تهویه و افزایش مواد عضوی خاک میشوند. خاک های زراعتی نظر به موضوعات که قبلاٌ ذکر شد بوجود آمده و انسانها از این امر طبیعت استفاده نموده و خاک را مورد استفاده نباتات ( محل زنده گی نباتات ) قرار میدهند و از محصولات آنها منحیث مواد غذایی استفاده مینمایند.(3)

ارتباط خاک با زراعت:

خاک با زراعت رابطه ناگسستنی دارد . زیرا تمام عملیات زراعتی از قبیل کاشت شامل تمام عملیات که قبل از قرار گرفتن بذر در زمین صورت میگرد باید در خاک انجام شود. خاک یک بستر مناسب برای نباتات بوده و برای سبز شدن و رشد نبات و انجام عملیات دیگر زراعتی لازمی و ضروری میباشد.

خاک زراعتی که پوسته خارجی کره زمین را احاطه نموده و در واقع اساس و بنیان زراعت است . خاک از متلاشی شدن سنگ ها تحت تأثیر عوامل فیزیکی و میخانیکی و کیمیاوی و بقایای موجودات زنده زره بینی مواد معدنی و عضوی بوجود آمده است. ضخامت این طبقه متفاوت بوده و زمانیکه توسط زارع دست نخورده و قابل کشت نشده باشد ، بکر محسوب میشود. و زمانیکه با اجرای عملیات زراعتی آنرا قابل کشت کنند ، خاک های زراعتی را تشکیل میدهند. نباتات توسط ریشه های خود در خاک مستقر میگردند و در محیط آن زیست میکنند و از مواد غذایی و آب موجود در آن برای رشد و نمو خود استفاده می کنند.

ضخامت خاک زراعتی کم بوده ولی به علت موجودیت میکروبهای فراوان محیط زنده ای را تشکیل میدهد که از لحاظ زراعت برای کشت و کار نباتات بی اندازه مهم است. از این رو مطالعه و شناخت چگونگی خاک و ساختمان آن و عوامل که در تحولات آن دخالت دارند و احیاناً باعث خرابی آن می شوند ، بسیار مهم و با ارزش است. پس نظر به مطالب که در فوق ذکر گردید چنین نتیجه به دست میآید که زراعت با خاک رابطه مستقیم داشته و تمام عملیات زراعتی بالای خاک صورت میگرد.(3)

 

اهمیت خاک از نظر زراعت :

خاک محل رشد و نموی نباتات بوده و اگر خاک و نبات روابط موفق و هماهنگی کامل وجود داشته باشد ، در شرایط مساعد عملکرد با اندازه زاید خواهد شد که در اندک زمانی نباتات دنیا را فرا میگیرد. و اگر بین این دو هیچگونه رابطه موفق و هماهنگی نباشد ، اصولاً نباتی نمیتواند رشد کند و به ثمر برسد . عملکرد و کم و بیش که یک نبات کاشته شده در شرایط معمولی بدست میآید نشاندهنده یک هماهنگی متوسط بین نبات و خاک است .پس منظور از مطالعه رابط خاک با نبات تعیین درجه این هماهنگی است تا پس از شناسایی در ازدیاد آن بکوشیم و عملکرد زراعت را بالا ببریم.

تشکیل خاک و ساختمان آن  و تعیین روابط آب و خاک به روشن شدن موضوعات که در رابط به نبات و خاک بحث میشود ، کمک مینماید و اهمیت آن بیشتر از لحاظ تأمین استفاده های علمی و عملی است ، زیرا تغیرات و تجربه های فیزیکی ، میخانیکی و کیمیاوی و نتیجه گرفته از آنها برای تعیین و تشخیص انواع مختلف خاک و تطبیق این مشخصات و خواص با تقاضای نباتات مزروعی و مطالعه توافق آنها با انواع خاکها همه برای تعیین و توازن روابط خاک و نبات میباشد. مثلاً اگر مواد غذایی موجود در خاک کمتر از مقداری باشد که نبات تقاضا دارد ، معلوم شود آن کسری به مقدار محصول داشته و یا چه مقدار کودی میتواند کمبود آنرا جبران کند . مثلاً در صورت که نبات با خاک مخصوص توافق ندارد معلوم شود که چه عوامل باعث آن شده و چگونه میتوان با در نظر مشکلات این پرابلم را مرفوع ساخت. باید توجه داشت که خاک برای بشر مهمترین منبع غذایی است ، چون غذا را تولید می کند و غذا مواد دیگر مثل مسکن ، پوشاک و دیگر ضروریات انسان را میسازد. خاک یکی از منابع طبیعی مهم برای زنده گی و بقای انسان و حیوان بشمار می آید و به جز هوا و تابش اشعه آفتاب آنچه که در اختیار بشر است از خاک حاصل میشود .

از جانب دیگر نباتات سبز با استفاده از ریشه های خود که در خاک موجود است، مواد غذایی را به ساقه و برگ خود انتقال داده و با کمک انرژی آفتاب و گاز کاربن دای اکساید ماده ای را بنام کلوروفیل ساخته و بعداً کاربوهایدریت ها که یک جز مهم غذایی انسان را تشکیل میدهد توسط نباتات سبز ساخته میشود.

نظر به مطالب که در فوق بیان شد چنین استنباط میگردد که خاک از نگاه زراعت دارای اهمیت مهم بوده و حتی بدون موجودیت خاک و عملکرد آن بالای نباتات، زنده گی بشر در کرده زمین نا ممکن و یا بسیار مشکل خواهد بود.(3)

طبقات خاک از نگاه زراعت:

خاک از اجزای زنده و غیر زنده تشکیل شده است که از طریق تبادله انرژی و مواد کیمیاوی با یکدیگر در ارتباط می باشند. در افغانستان دهاقین فقط به طبقه سطحی خاک اهمیت می دهند ولی برای شناسایی زمین از نظر زراعت و تشخیص این که چگونه میتوان مقدار حاصلخیزی خاک را افزایش داد، طبقه تحت خاک نیز اهمیت بسزای دارد. بنابر این دو طبقه پیدا می شود . اولی قسمتی است که سامان آلات زراعتی مانند انواع قبله و دیسک های نرم کننده زمین ، ماله و سایر وسایل که در قبله کردن از آن استفاده میگردد، آنرا نرم و مخلوط مینماید.  ریشه نباتات در این طبقه از مواد غذایی زمین استفاده میکند و کود های که به زمین داده میشود در این قسمت با خاک مخلوط میشود و به مصرف میرسد . این قشر خاک را خاک مزروعی میگویند.

قسمت زیرین این طبقه که معمولاً توسط وسایل زراعتی مخلوط نمی شود و ریشه نباتات در آن کمتر فرو میرود ، کود و مواد عضوی دیگر ( خس و خاشاک) نیز تا عمق آن نفوذ نمی کند ، طبقه خاک های زیرین یا طبقه تحت الارض یا خاک بکر نامیده میشود .

خاک مزروعی در زراعت از اهمیت خاصی برخوردار است .در این جا خاک های مزروعی و خاک های تحت الارض را بطور جداگانه مورد مطالعه قرار میدهیم.

خاک سطح الارض یا خاک های مزروعی:

لایه از سطح زمین که قادر به حمایت از نبات بوده و در نتیجه نبات بتواند در آن رشد و نمو نماید بنام خاک های مزروعی یاد میشود. وظیفه آن تأمین مواد غذایی و هوای نیاز نبات و ذخیره آب و نگهداری نبات است. خاک در رشد و نموی نبات اهمیت زیاد دارد . نبات توسط ریشه های خود به زمین متصل میشود و تثبیت پیدا می کند. خاک به عنوان منبع از مواد غذایی است که نبات بتدریج از مواد آن برای ادامه زنده گی خود استفاده مینماید. از طرف دیگر محیطی است که در آن موجودات زنده بیشماری از قبیل میکروبها زنده گی مینماید و در نشو نموی نباتات موثر میباشند و به آنها کمک مینمایند. بنابر این نقش خاک در نبات عبارت اند از:

1- گیاه توسط ریشه های خود به زمین (خاک) متصل میشود و عامل اصلی تعادل و نگهداری نبات در خاک ریشه میباشد. ریشه دو نوع بوده که یکی آن ریشه راست و دیگری افشان میباشد. ریشه های افشان بیشتر در قسمت سطحی خاک تمرکز داشته و کمتر به خاک تحت الارض نفوذ میکند . در صورت که ریشه های عمودی به همان اندازه که در خاک توسعه پیدا میکند به قسمت تحت الارض نیز نفوذ میکند . در هر دو صورت گیاهان بواسطه ریشه های خود در خاک ثبات پیدا میکنند .

ثابت بودن نبات در خاک یکی از مهمترین شرایط زیست آن است . خاک های که ذرات شان اتصال نداشته باشد مانند شن های متحرک اطراف دریا و یا ریگزار های صحرا های بزرگ ، که در این نوع خاک در اثر باد حرکت میکند و یا وضع فعلی شان قابل کشت نیست.

2-زمین به عنوان مخزن غذا برای نبات می باشد. دهاقین قدیم عقیده داشتند که خاک فقط محل و مسکن نبات می باشد. آنها عقیده داشتند که فقط آب در رشد و نموی نبات دخالت دارد. از تجربیات که بعداً توسط دانشمندان بعمل آمده اثر مواد معدنی در آب که در زمین وجود دارند و در تغذیه نباتات موثر می باشند، معلوم گردید و به تدریج معتقد شدند که زمین علاوه بر نگهداری نبات ، محل ذخیره مواد غذایی نیز می باشد. نبات قسمتی از موادی را که برای ساختمان انساج خود لازم دارد بحالت مواد معدنی از خاک جذب میکند و مواد دیگر مانند هایدورجن ، اکسیجن و کاربن را از هوا توسط قسمت های هوایی خود مثل برگ ، ساقه میگیرد. معمولاً هر چه ریشه بیشتر در خاک فرو برود به همان اندازه بهتر و بیشتر از مواد غذایی خاک استفاده مینماید. از این رو انجام قلبه های عمیق بخصوص برای نباتات که ریشه عمیق دارند ، معمول شده است تا ریشه آسان تر و راحت تر در خاک فرو رود و توسعه بیشتر پیدا کند ، از مواد غذایی و مغذی خاک به حد کافی استفاده نماید. معمولاً بیشتر ریشه ها در طبقه سطحی خاک مزروعی و مقدار کمتر در تحت الارض یا خاک های بکر پراگنده میشوند. از کمی و یا زیاد بودن مقدار ریشه های یک نبات میتوان بر مقدار قدرت آن نبات در جذب مواد غذایی از خاک پی برد.

3- زمین برای نبات به مثل محیط زنده ای است:

طوریکه قبلاً ذکر گردید در خاک میکروبهای فراوان و مفیده برای زراعت وجود دارد . این میکروبها عملیات خوبی را انجام میدهند که مهمتر از همه نایتروفیکسیشن میباشد. پاستور عالم فرانسوی می گوید اگر میکروبها وجود نمی داشت ، تمام سطح زمین از اجساد نباتات و حیوانات پوشیده میشود.

خاک های تحت الارض :

خاک های زیرین یعنی قسمتی از خاک های که ماشین الات زراعتی در موقع عمل آنرا به هم زده نمی تواند ، خاک های تحت الارض نامیده می شوند. خاک های تحت الارض ممکن است از جنس خاک روئی و یا یک جنس خاک دیگر باشد. در صورت اول میتوان بتدریج عمق خاک زراعتی را زیاد کرد بی آنکه تغیرات در خواص فیزیکی خاک مشاهده شود. در صورت که جنس خاک تحت الارض از لحاظ زمین شناسی تفاوت داشته باشد ، عمیق کردن خاک زراعتی خواص آنرا تغیر خواهد داد . وقتی که جنس خاک سطحی با خاک تحت لارض یکی باشد ، رنگ خاک سطحی بواسطه این که دارای مواد عضوی است تیره تر از رنگ خاک های تحت الارض میباشد.(3،2)

استفاده از انواع خاک در زراعت:

بهترین روش استفاده از خاک های زمین ، خاک های میباشد که نبات در آن توافق داشته باشد.

1-   استفاده از خاک های رسی:

       در نقاط که بارنده گی زیاد صورت میگیرد و یا آب سطحی جاری به مقدار کافی وجود دارد و یا خاک های رسی تحت تأثیر آب زیرزمینی قرار دارد. از زمین های رسی بیشتر برای ایجاد چمن زار ها دائمی و یا چراگاه های همیشه گی استفاده میکنند. زیرا وقتی که مقدار رس خاک ، خیلی زیاد و  خاک ناپاک و کثیف باشد ، تمام عملیات زراعتی در آن مانند آبیاری و غیره را در آن به صورت درست نمی تواند در اعماق زمین فرو برود ، لذا در بین طبقات یا لایه های سطحی مانده و زمین های آبدار را بوجود میاورد.

در زمین های رسی سبک تر میتوان غله جات مانند برنج، جو، جودر ، شبدر لبلبو ، کتان و خرما و حتی بسیاری از نباتات خانواده باقولات را کشت نمود.

نباتات کوچک در خاک های رسی مناطق نیمه مرطوب میرویند. مانند انواع پنیرک ها ،انواع نی ها و غیره . این نباتات معمولاً در زمین های رسی مناطق خشک و نیمه خشک که آبیاری می شوند و یا تحت تأثیر آب زیر زمینی هستند نیز بهتر میرویند.

2-   استفاده از خاک های شنی:

      در خاک های شنی که فوق العاده از لحاظ خاک رس فقیر باشد ، از نقاط که آب زیر زمینی خیلی پایین نباشد ، اغلب درختان جنگلی و گیاهان مخصوص این نوع زمین ها از آن جمله خلنگ ها که خوب رشد مینمایند ( این موضوع در مناطق که بارنده گی کافی برخوردار است صدق میکند).

      در نقاط که سطح آب زیر زمینی پایین است و یا در مناطق خشک و نیمه خشک،هنگامیکه این زمین ها برای زراعت مناسب است آبیاری شود .

نباتات که در خاک های ماسه ای یا شنی قابل کشت هستند بسیار اند. از آن جمله میتوان از مارچوبه ،بادرنگ، تربوز و تاک انگور و غیره نام برد. با اصلاح این زمین ها توسط کود های حیوانی یا عضوی بسیاری از محصولات مانند غله جات ، شبدر ، کچالو و امثال آن را میتوان کشت نمود.

3-   استفاده از خاک های لیمونی:

        از آن جای که خواص خاکها لیمونی بین خاک های رسی و خاک های شنی قرار دارد ، پس قابلیت نفوذ هوا و آب در آن شرایط خوب و از لحاظ مواد غذایی هم فقیر نیست انواع و اقسام محصولات زراعتی را میتوان در آن کشت نمود ، منتهی برای این که حاصلخیزی آن حفظ شود . باید همواره از آن طوری بهره برداری کرد که از لحاظ مواد غذایی ، مواد عضوی و مواد معدنی ، فقیر نشود و بافت و ساختمان آن نا مرغوب و خراب نگردد. (5)

 

 

طبقه بندی اگرولوژی خاک و اهمیت آن در زراعت:

خصوصیات و درجه بندی خاک بر حسب مقدار حد اکثر عملکرد در شرایط کاملاً مساعد تدوین گردیده است . مثلاً عملکرد خاک های مساعد در حدود 10 فیصد کمتر از خاک های مساعد میباشد.

این نوع طبقه بندی در حقیقت بیشتر جنبه تئوری دارد و بیشتر در مناطق اقلیمی مشخص میباشد که میتوان آنرا طبقه بندی اگرولوژی نیز نامید.

چنانچه بر همه هویداست که تمام روش های زراعت بدون آب نا ممکن بوده و آب جز اصلی و عمده تولیدات زراعتی را تشکیل میدهد. تأثیر بارنده گی بالای حاصلات نباتات خیلی زیاد بوده مخصوصاً وقتی ارزش بهتر دارد که نباتات در فصل نمویی قرار داشته باشد . حفظ و استفاده از کوچکترین بارنده گی در  زراعت به نفع دهاقین بوده  و اهمیت بسزای دارد. بناءً دانستن مقدار بارنده گی سالانه یک منطقه یا محل مشخص در زراعت از اهمیت بسزای برخوردار است. دانستن  خاک های که مقدار  بارنده گی آن معین و نا معین بوده و تا چه اندازه سطح بارنده گی آن میباشد. برای یک اگرونومیست ضروری و حتمی بوده و در پیشه زراعت دارای اهمیت فوق العاده ای میباشد.

پس نظر به اهمیت که دارد خاک را نظر به اگرولوژی چنین طبقه بندی نموده اند.

1-   خاک های مناطق خیلی مساعد:

مناطق هستند که نزولات آسمانی آن کاملاً مساعد میباشد. در این مناطق مدت 120-170 روز باران کافی در فصل فعال رشد و نمو وجود دارد.

2-   خاک های مناطق مساعد:

شامل قسمت های است که نزولات آسمانی آن بین 115-125 روز میباشد و در فصل فعالیت نباتات میبارد.

3-   مناطق حساس:

در این مناطق نزولات آسمانی بیش از 270 روز در هنگام رشد و نموی نباتات است . البته مناطق که نزولات آن بین 120-270 روز در فصل گیاهی است شامل این قسمت نیز میباشد.

4- خاک های که مدتی از سال به صورت غیر غرقابی و اشباع قرار دارند . این مناطق شامل مناطق شالی کاری و برنج کاری میباشند.

5- خاک های که جهت رشد اپتیم نبات ، احتیاج به آبیاری در آنها وجود دارد. این مناطق شامل دو نوع میباشد.

الف- مناطق که آبیاری برای انواع گیاهان کافی است.

ب- مناطق که آبیاری ناکافی است.(4)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مواد عضوی خاک و اهمیت آن در زراعت:

الف- تعریف، تقسیم بندی و خواص:

مواد که از بقایای نباتات و حیوانات بوجود میاید بنام مواد عضوی یاد میشود و یا مواد که در عضویت قرار داشته باشد . خاک نتنها از مواد معدنی و مینرالها تشکیل نشده ، بلکه از مواد عضوی نیز تشکیل شده است. یعنی یک قسمت از خاک را مواد عضوی احتوا مینماید. تمام بقایای نباتی و حیوانی که در روی خاک وجود دارد ، جز مواد عضوی خاک محسوب میشوند.

مواد عضوی خاک دایم در حالت تغییر و تبدیل است. به این معنی که موجودات خاک زی به ویژه باکتریا ها آنها را می پوساند و در نتیجه ماده را بنام Humus بوجود میآورد.

البته عقاید دانشمندان در مورد Humus و مواد عضوی متفاوت است:طبق نظریه یک دانشمند آلمانی بنام Scherer تمام مواد عضوی که دایم در حال پوسیدن و تجزیه شدن و تغییر و تبدیل است ، چه قسمت های که در روی خاک است و چه آن های که در داخل زمین قرار دارد Humus نامیده میشود.  در صورت که در منابع انگلیسی نوشته شده است. مثلاً طبق نظریه Kubiena به تمام بقایای نباتی و حیوانی هیومس گفته نمی شود، بلکه هیومس قسمتی است که از پوسیدن و تجزیه شدن مواد عضوی بوجود میاید. قسمی که موجودات خاک زی مواد عضوی را میپوساند ، آن قسمت که برای باکتریا ها به آسانی قابل تجزیه نیست در خاک باقی میماند هیومس خاک را تشکیل میدهد. بنابراین قسمت از مواد عضوی که به وسیله باکتریا ها میپوسد و تجزیه میشود از نظر این دانشمندان Humus گفته نمیشود.

باکتر یا ها ، مواد عضوی را به درجات مختلف تجزیه میکند. تمام موادی که به آسانی می پوسد و تجزیه میشود مانند کاربوهایدریت ها ، سلولوز، قند ها ، نشایسته و پروتین و اسید های عضوی از مواد پروتینی غیر Humus خوانده میشوند. این مواد به بکتریا ها و دیگر موجودات زنده غذا و انرژی میدهند. از این جهت به این مواد هیومس تغذیه ای گفته میشود. پدیده ای را که ضمن آن ، مواد عضوی به مواد معدنی تبدیل میکند بنام Mineralization یاد مینمایند. ضمن وجود آمدن این پدیده مواد عضوی به وسیله موجودات زنده به آب کاربن دای اکساید و غیره تجزیه میشوند( در واقع مواد عضوی میپوسد).

قسمتی از مواد عضوی که برای بکتریا ها به آسانی قابل تجزیه نیست مانند Lignine به همان صورت عضوی در خاک باقی میماند که به آن هیومس متداوم گفته میشود. پدیده ای که ضمن بقایای نباتی و حیوانی میپوسد و به هیومس مداوم تبدیل میشود بنام Humification یاد میشود.

ب- شرایط تشکیل مواد عضوی در خاک:

برای تشکیل یک Humus خوب ، باید شرایط از هر لحاظ مساعد باشد که از آن جمله خاک سالم و غنی از لحاظ باز، موجود بودن رس به مقدار کافی ( تا مانع از جریان شدید هوا در خاک گردد) و خلاصه غنی بودن خاک از لحاظ موجودات زنده ذره بینی و حیوانات خاک زی مانند کرم ها هزار پا ها و غیره .

ج- انواع Humus:

چون عوامل موثر در تشکیل هیومس در نقاط مختلف متفاوت است، امکان دارد که در هر نوع خاک هیومس مخصوص به آن خاک به وجود آید.

Humus انواع و اقسام مختلف دارد که مهمترین آنها عبارت اند از:

1- Humusاسیدی یا Humus خام:

هیومس اسیدی اغلباً در آب و هوای مرطوب و در خاک های که از لحاظ باز و مواد غذایی فقیر هستند. مواد عضوی آن خوب نپوسیده و تجزیه نشده است. این نوع هیومس را میتوان در زیر درختان سوزنی برگان یافت نمود.

 

2- Humus قهوه ای یا Moder:

هیومس قهوه ای بیشتر در زیر درختان پهن برگ و سوزنی برگ جنگلی و روی سنگ های که از لحاظ مواد غذایی فقیر است، تشکیل میشود.

3-Humus خاکستری یا Mull:

بر علاوه سه نوع هیومس فوق، انواع و اقسام دیگری از هیومس نیز وجود دارد. عوامل ذیل در مقدار هیومس خاک و مواد عضوی خاک موثر است. آب و هوا، مقدار آب، آب زائد، قطر خاکدانه، نوع و نحوه استفاده از زمین و کود های عضوی و معدنی.

د- اهمیت مواد عضوی خاک :

خواص اصلی خاک بستگی به نوع و مقدار مواد عضوی آن دارد. بعضی از خواص مواد عضوی بیشتر مربوط به مواد غیر هیومسی آن است که زود تجزیه میشود و برخی دیگر بیشتر مربوط به هیومس است که به آسانی تجزیه نمی گردد و هیومس متداوم خاک را تشکیل میدهد.

مواد عضوی خاک دارای مواد غذایی برای نباتات است. قسمتی از این مواد که بصورت محلول است برای نباتات به آسانی قابل جذب میباشد. و قسمتی دیگری که بصورت تثبیت شده وجود دارد ، بر اثر فعالیت موجودات زنده ذره بینی کم کم قابل جذب میگردد. هر چه فعالیت حیاتی در خاک بیشتر باشد به همان اندازه نسبت مقدار مواد غذایی قابل جذب گیاه نیز بیشتر خواهد بود.

از جانب دیگ مواد عضوی در خواص کیمیاوی خاک موثر است. این مواد میتواند مواد غذایی نبات را درسطح خود جذب و نگهداری کند. از جانب دیگر مواد عضوی مهمترین جسم تبادله کننده در خاک است . چون مواد عضوی اساس زنده گی موجودات خاک زی از نوع هتروتروف است. از این رو وقتی که سایر شرایط یکسان باشد ، روابط مستقیمی بین مقدار مواد عضوی خاک و فعالیت میکروبی ( تبدیل مواد عضوی به مواد معدنی، گرفتن گازات از هوا و غیره ) بر قرار خواهد بود .

پس نظر به گفته های فوق به این نتیجه میرسیم که مواد عضوی در خاک برای تمام نباتات و موجودات خاک زی مفید بوده و در پیشه زراعت از اهمیت خاصی بر خوردار است.(5) هیومس مهمترین قسمت مواد عضوی خاک را تشکی میدهد . نقش هیومس در خاک مهم بوده که میتوان آنرا مخصوصاً در مناطق خشک مهمترین عامل کاهش و کمبود حاصل خیزی دانست.(4)

استفاده از مواد معدنی از خاک:

نباتات عناصر مورد احتیاج خود را از طریق ریشه جذب مینماید . بدیهی است که فقط توسط ریشه ها انجام نمی گیرد بلکه اندام های هوایی نیز میتوانند به مقدار کمی عناصر جذب خود نمایند . ولی به هر حال مقدار جذب توسط بافتهای هوایی ناچیز است و قسمت مهم آن توسط ریشه ها انجام میگیرد.

نباتات از مواد معدنی ، خاک برای بقای خود (رشد و نموی و تکثر) استفاده اعظمی مینماید. مواد معدنی که در خاک وجود دارد از اهمیت بسزای برخوردار بوده و از این نگاه علاوه نمودن  یک مقدار کود های معدنی بر زمین حتمی و ضروری میباشد. اگر قسمت از سلول های تازه نباتات را قطع نموده و خشک نمایم و سپس دو باره وزن نمایم متوجه خواهیم شد که قسمت اعظم بافت و نسوج نباتی از آب تشکیل شده است.

اگر قسمت خشک شده را مورد مطالعه قرار بدهیم به این نتیجه خواهیم رسید که بین عناصر موجود 9عنصر مهم در تشکیل آن سهم گرفته و مقام اول را دارا میباشند. که عبارت اند از  N,H,O,Ca,Mg,K,P,N,S

پس واضیح میشود که نباتات برای تشکیل خود و ساختمان قسمت های مختلف خود به مواد معدنی ضرورت دارند. البته مقدار عناصر که نباتات توسط ریشه های خود جذب مینماید بستگی به نوع نبات و PH ، آن متفاوت است.(4)

اهمیت کود های عضوی در افزایش محصولات زراعتی:

کود های عضوی در افزایش محصولات زراعتی رول مهم و قابل ملاحظه ای دارد. در بین مواد عضوی بهترین آنها کود های حیوانی است که هم دارای مواد عضوی است وهم از لحاظ مواد غذایی غنی میباشد . از این رو کود حیوانی در بهبود خواص خاک تأثیر بسیار زیاد دارد. اصولاً در نتیجه پوسیدن مواد غذایی (بقایای نباتات و یا کود حیوانات ) هیومس بوجود میاید. که وقتی با خاک مخلوط شود تولید مختلف یک نوع خاکی را مینماید که نام Humuscoplex-clay یاد شده که بهترین خاصیت حاصل خیزی خاک بشمار میرود و در بهبود خواص فیزیکی ، کیمیاوی و حیاتی خاک بسیار موثر است.

در خاک های حاصل خیز و مرغوب رس clay و هیومس در حالت کمپلکس وجود دارد . هیومس قابلیت نفوذ و جریان هوا در آب را در خاک های رسی زیاد میکند. و در بهتر شدن خواص کیمیاوی خاک نیز نقشی را ایفا میکند.

چون قابلیت نفوذ هوا و آب در خاک های رسی خیلی کم است لذا برای آن که مواد عضوی از هر نوع که به زمین اضافه شود و خوب بپوسد و نوع هیومس که تولید میگردد مرغوب باشد. نباید زمین را پس از اضافه کردن مواد عضوی قبله عمیق کرد. (5)

کود های حیوانی مهمترین منشأ تولید کننده هیومس در خاک میباشد. طبق نظریات متعدد در هر تن کود کیمیاوی دارای 100 کیلو گرام هیومس است. که مقدار کلسیم و مواد معدنی به  طور متوسط 10 کیلو گرام خواهد بود . کود حیوانی علاوه بر کلسیم از عناصر معدنی پر مصرف و کم مصرف نیز کم و بیش غنی است . از کود طیور نیز میتوان به عنوان کود حیوانی در زراعت استفاده کرد.  این کود ها در زراعت  از اهمیت زیادی برخوردار بوده مقدار حاصلخیزی خاک را بلند برده و موجب ازدیاد حاصلات دهقانان میگردد. (4)

عناصر کم مصرف در خاک و اهمیت آن در زراعت:

عناصر کم مصرف قسمت کوچک از ترکیبات کیمیاوی سنگ ها و خاک و نسوج گیاهی و حیوانی را تشکیل میدهد.

از بین آنها فقط 10 تا 12 عنصر است که در رشد و نموی گیاهان نقش مهمی را ایفا مینمایند. عده از این عناصر که برای رشد و نموی گیاهان لازم است عبارت از Fe,Cu,Mg و غیره نام برد. قابل یاد آوری است که تعداد زیاد نیز وجود دارد که در فیزیولوژی نباتات تا اکنون نقش برای آنها تعلق تعیین نگردیده است.  ولی در فیزیولوژی حیوانی دارای رول و نقش قابل ملاحظه ای میباشد . مثلاً نقش کوبالت در کم خونی موثر است . ولی اثر آن در رشد نباتات معلوم نیست .

مقدار و نسبت عناصر کم مصرف در پوسته خارجی زمین متغییر است . مقدار آنها در خاک و در بافت نباتی و حیوانی متغییر و متفاوت است . طبق بررسی های که انجام گردیده است عناصر کم مصرف مانند دیگر عناصر مهمتر در چندین حالت وجود دارد . طبق نظر Lakanan عناصر کم مصرف در خاک در 5 قسم  وجود دارد.

1-   عناصر کم مصرف به صورت ترکیبات غیر محلول.

2-   عناصر کم مصرف نیمه محلول.

3-   عناصر کم مصرف به صورت Complex.

4-   عناصر محلول: عناصر کم مصرف به صورت ترکیبات و املاح معرفی در خاک وجود دارد که در نتیجه قابل جذب میباشد.

5-   عناصر کم مصرف به صورت تبادله ای و قابل جذب توسط شبکه کلوئید ها و گیاهان نیز قسمت از حالت های عناصر فوق را تشکیل میدهد . مهمترین عناصر کم مصرف عبارتند از کلسیم ، کوبالت ، بور مگنیزیم ، ملبدن ، آهن و غیره میباشد. (4)

از مطالب فوق چنین استنباط میگردد که عناصر کم مصرف در رشد و نموی نباتات رول بسیار مهم داشته و در زراعت از اهمیت بسزای برخوردار است . اولاً کمبود عناصر کم مصرف در زمین تثبیت شده و بعداً مطابق ضرورت های که موجود است به آن عناصر کم مصرف علاوه گردد.(1)

      موجودات خاک زی و اهمیت آن در زراعت:

موجودات خاک زی در بسیاری از پدیده های که در خاک اتفاق می افتند موثر میباشد. موجودات خاک زی در تجزیه و تخریب مواد و ترکیب مجدد آنها ، تبدیل مواد عضوی به مواد معدنی و تعداد زیادی از پدیده های دیگر شرکت دارند. اما از طرف دیگر نوع و تعداد موجودات زنده که در خاک زنده گی می نمایند نیز بستگی به خواص خاک  دارد. به طور مثال در شرایط مساعد و هوازی بیشترین موجودات را باکتریاها تشکیل میدهد و در محیط اسیدی و ناهوازی بیشتر آنها را قارچها تشکیل میدهد . مقدار مواد عضوی و معدنی خاک نیز تأثیر زیادی در تعداد و همچنان فعالیت این موجودات ذره بینی دارند.(1)

الف – انواع موجودات خاک زی:

موجودات خاک زی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:

اول- Flora:

این موجودات کوچک یا Microorganism شامل باکتریا ها و قارچ ها هستند. در میان این موجودات کوچک باکتریا ها هم تعداد شان زیادتر است و هم بهتر میتوانند  بقایای حیوانات و نباتات را فاسد بسازند. باکتریا به انواع و اقسام مختلف در خاک وجود دارد . مثلاً بکتریا های تبدیل کننده مواد معدنی و امونیا، نایتریت و غیره .

دوم – Fauna:

فونا شامل موجودات بزرگ یا Macrooganism خاک زی از قبیل نیماتود ها ، کرم ها ، موش ها و غیره میباشند.

این موجودات برای ریشه گیاهان راه را باز نموده و در تشکیل Humus مشارکت دارند. حیوانات مهره دار مانند موش و خرگوش فعالیت های شان بیشتر به مخلوط کردن و خلاصه تاثیر در خواص فیزیکی آن میشوند.

ب – شرایط زنده گی موجودات خاک زی:  

شرایط زنده گی موجودات خاک زی بستگی به خواص خاک و برعکس دارد. خواص خاک بستگی به فعالیت موجودات خاک زی دارد. شرایط موجودات خاک زی را بطور خلاصه نام گرفت و ذکر تفصیلات خود داری میمانیم. شرایط موجودات خاک زی عبارت از غذا، رطوبت، هوا، درجه حرارت و غیره میباشد.

از مطالب که در فوق ذکر شد چنین درک میشود که موجودات خاک زی برای نباتات مفید بوده و در زراعت از اهمیت خاصی برخوردار است.(1،5)

 

 

 

 

 

 

انواع مایکروارگانیزم های خاک:

 جدول(1) تعداد وزن موجودات خاک زی تا عمق cm15یک خاک زراعتی(1)

نوع مایکرارگانیزم

تعداد در هر گرام خاک

وزن در حسب کیلو گرام در هکتار

باکتریا ها

قارچها

پروتوزوا

نیماتودها

کنه ها

هزار پا ها

حشرات مانند عنکبود ها

حلزون ها

کرم های خاکی

600000000

400000

1500000000

50000

150

14

6

5

2

10000

10000

370

50

4

50

17

40

4000

اقتباس شده از مأخذ (1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        نتیجه گیری:

از مطالب که در فوق ذکر گردید به این نتیجه میرسیم که خاک یک پدیده طبعی بوده و در همه جا وجود دارد. خاک مخلوطی از مواد سنگی تجزیه شده ، مواد معدنی و مواد عضوی پوسیده شده بوده که مواد غذایی به نباتات تهیه مینماید. خاک بستری خوبی برای جوانه زدن تخم نباتات ، نمو و پراگنده شدن ریشه و محکم شدن آنها میباشد. خاک مواد غذایی را برای نباتات تهیه نموده بر علاوه رطوبت و اکسیجن را که برای بنات ضروری است در خود دارد و نباتات از آن استفاده مینماید. از این رو خاک با نباتات رابطه ناگسستنی داشته و دارای اهمیت فوق العاده ای میباشد.

خاک از متلاشی شدن سنگ های و بقایای موجودات زنده بوجود میاید. عوامل که در تجزیه شدن خاک های زراعتی رول عمده دارند عبارت از عوامل فیزیکی ، میخانیکی ، عوامل کیمیاوی و موجودات زنده میباشد.

خاک با زراعت و نباتات رابطه محکم داشته چرا که تمام عملیات زراعتی در خاک انجام میشود. بطور خلاصه خاک از نگاه زراعت دارای اهمیت مهم و حیاتی بوده و حتی بدون موجودیت این پدیده طبیعی زنده گی نباتات ناممکن بوده و در نتیجه زنده گی انسانها در آستانه تباهی خواهد گرفت.

خاک شامل دو طبقه بوده که طبقه خاک سطح الارض و خاک های تحت الارض را تشکیل میدهد . از جانب دیگر در زراعت بطور عموم از خاک های رسی و خاک های لومی و شنی برای کشت نباتات استفاده مینمایند.

مواد عضوی که در خاک وجود دارد از نگاه زراعت دارای اهمیت فوق العاده ای میباشد. تمام بقایای نباتات و حیوانات در اثر عملیه تخمر توسط مایکرارگانیزم ها تجزیه میشوند و مواد عضوی یا Humus را بوجود میاورد که در زراعت از اهمیت بسزای برخوردار است.

     بعضی از مواد معدنی نیز در خاک وجود دارد که در بعضی اعمال فیزیولوژی نباتات کمک مینماید و نباتات توسط ریشه های خود بافتهای هوایی خود یک مقدار آنرا جذب مینماید. عناصر مهم معدنی خاک عبارت از K,P,N,S و غیره میباشد.

خاک از نگاه موجودات زنده که در آن زنده گی میکنند ، نیز دارای اهمیت مهم و حیاتی میباشند. موجودات زنده خاکزی به دو گروپ تقسیم میشوند. یکی FLORA که شامل موجودات ذره بینی مانند باکتریا ها و قارچ ها میباشند. دیگر آن FAUNA که شامل موجودات بزرگ خاک زی میباشند که در آن نیماتود ها و کرم های زمینی و دیگر حیوانات مثل خرگوش و موش نیز شامل است . تمام این موجودات خاک زی در خاک از نگاه زراعت و بذر از اهمیت بسزای بر خوردار هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

     

 

سفارشات:

1- از آن جای که هر نبات در یک نوع خاک مطابقت ندارد . باید هر نبات که در هر نوع خاک توافق داشته باشد، همان خاک انتخاب گردد.

2- خاک محل زیست نباتات بوده و باید دارای خلاها و منافذ باشد و از این نگاه دارای اهمیت بسزای است ، باید خاک را بصورت اساسی نرم ساخته و بعداً نباتات را به آن بذر نماییم.

3- خاک های که مقدار مواد عضوی و یا Humus نداشته  و یا مقدار آن کم باشد، باید یک مقدار مواد عضوی ( کود های حیوانی و نباتی) و یا یک مقدار کود های کیمیاوی جهت بلند بردن سطح حاصل علاوه نمود.

4- از آن جای که موجودات خاک زی در خاک از اهمیت بسزای برخوردار هستند ، باید کوشش شود تا موجودات زنده آن به اثر عوامل گوناگون از بین نرود.

5- نباتات به مواد معدنی ضرورت داشته و خاک های که از  مواد معدنی فقیر هستند ، باید با علاوه نمودن کود های گوناگون و مواد معدنی ، خاک های مذکور را غنی از مواد معدنی سازیم.

6- از عوامل که باعث تخریب خاک میشود باید تا اندازه جلوگیری به عمل آوریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مأخد:

1- الیاس آذر.  خسرو.  1369.  خاک شناسی.  انتشارات دانشگاه ارومیه ایران ،  صفحه  100.

2- برول . جرج . ترجمه . مژده هی . حمید .  1372. عوامل بیماریزای خاکزی گیاهان . انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی . ایران ،  صفحه  176.

3- رستگار . محمد علی . 1384.  زراعت عمومی .  انتشارات برهمند . ایران

، صفحات  103-116.

4- زرین کفش. منوچهر . 1368.  خاصلخیری خاک .  انتشارات دانشگاه تهران. ایران ،  صفحات  75-104،103-110.

5- کردوانی  .  پرویز .  1358. جغرافیای خاکها .  انتشارات دانشگاه تهران. ایران ، صفحات  94-115.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 6:38  توسط فرهاد احمدیار  |